در اوایل دوره صنعتی شدن آسانسور و افزایش تعداد طبقات ساختمان‌ها، استفاده از آسانسور رواج بیشتری یافت.
با گذشت زمان و افزایش درخواست استفاده از آسانسورها، مردم زمان بیشتری در کابین آسانسور سپری می‌کردند و همین امر باعث شروع شکایات در مورد کندی حرکت آسانسورها شده بود.
بنابراین شرکت های فعال در زمینه آسانسور باید فکری اساسی در این رابطه می‌کردند. یکی از چالش های بزرگی که با آن روبه‌رو بودند، طراحی آسانسورهایی با سرعت بیشتر بود که طبیعتا ً موتورهای بزرگ‌تر و هزینه بیشتری در پی داشت.
اما در نهایت یکی از مهندسین فعال در این زمینه ، پیشنهاد دیگری ارائه داد “روی افکار مردم تمرکز کنیم. مردم فکر می‌کنند که آسانسورها آهسته حرکت می‌کنند. مردم فکر می‌کنند...” به دنبال این پیشنهاد و متمرکز شدن متخصصین روی مسافران آسانسور، به نتیجه جدیدی دست یافتند : “حرکت آسانسور از آنچه در واقعیت بود، کندتر به‌نظر می‌رسید. همچنین به دلیل تفکر در مورد مـعـلـق بـودن کابـیـن، تـرس از سـقـوط در بـیـن مـردم
بیشتر احساس می‌شد.
بنابراین ایده نصب آیینه در کابین به ذهن آنها خطور کرد. 
با این کار مردم به جای تمرکز بر سرعت آهسته و احتمال سقوط آسانسور، بر روی ظاهر خود متمرکز می‌شدند. از این رو متوجه گذر زمان نیز نمی‌شدند. 
بدین ترتیب تصورات نسبت به آسانسورها تغییر یافت : “مردم فکر می‌کردند علاوه به اینکه آسانسورهای جدیدتر، دارای سرعت بیشتری نسبت به گذشته بودند، فضای بیشتری نیز در اختیار آن ها قرار می‌دادند.”
از جمله کشورهایی که از پیشگامان استفاده از این روش بودند، نام ژاپن نیز به چشم می‌خورد.